
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:هرچی بخوای اینجا داریم - داستان جالب برا ی ... در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
آبان 1388
شهریور 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
تمام سعي وتلاش ما اين است كه در اين وبلاگ محيطي جذاب و متنوع براي سر گرم نمودن شما طراحي كنيم واين امر فقط با كمك شما عملي است.
شما ميتوانيد با نظرات خود ما را در رسيدن به اهدا فمان ياري كنيد.
اگر مطلبي يا چيز ديگري مانند عكس و... نياز داشتيد كافيست در قسمت نظرات مطرح كنيد تا در اولين فرصت به آن رسيدگي شود.
اگر تمایل به تبادل لینک با ما دارید ابتدا ما را با نام ..::هرچی بخوای اینجا داریم::..یا..::فقط جوک و اس ام اس::.. لینک کنید و به ما خبر دهید تا ما نیز متقابلا شما را لینک کنیم.
لطفا حداقل هر هفته یکبار به قسمت ..::اخبار وبلاگ::.. سر بزنید
تماس باما :khodesh_hhh@yahoo.com
آدرسهای دیگر وبلاگ: http://www.bodoin2.coo.ir/ http://www.funlog.coo.ir/ http://www.jokdooni.coo.ir/ http://www.3tareha.coo.ir/ http://bodoin2.blogfa.com/
SMS و جوک![]()
حکایت طنز![]()
عکس ها![]()
دانلود و موبایل![]()
بیوگرافی![]()
عکس و اخبار سینمایی![]()
مجله پزشکی و دانستنی ها![]()
دیدنیهای روز![]()
فال نامه![]()
الهی نامه![]()
شعر و ادبیات![]()
داستانهای طنز ارسالی از طرف شما![]()
روابط زناشویی و عاشقانه![]()
...::: اخبار وبلاگ :::...![]()
مجله ورزشی![]()
زنگ انشا![]()
آموزش و ترفندهای جالب![]()
اخبار 3گانه 3تاره !![]()
سلام بهارم
بعد از مدتها با یه داستان بامزه هستم در خدمدتون ![]()
يك داستان بسيار جالب
در شهری در آمریكا، آرایشگری زندگی میكرد كه سالها بچهدار نمیشد.او نذر كرد كه اگر بچهدار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچهدار شد! روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان كار، هنگامیكه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازهاش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند، آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازهاش راباز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازهاش را باز كند، با چه منظرهای روبروشد؟ فكركنید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.شما هم یك ایرانی هستید. حدس بزنید...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و غر میزدند كه پس این مردك چرا مغازهاش را باز نمیكند !!!! ![]()
![]()
![]()
[+]
نوشته شده توسط بهار در 23:21
|
|